موی مشکی را کنی خاکستری، با رفتنت
جان و دل را از کف ما می‌بری، با رفتنت
می‌زنی آتش به جانم، قهر بی‌جا می‌کنی
مثل گل پیراهن از تن می‌دری، با رفتنت
یا بیا پیشم بمان، یا اینکه از پیشم مرو
می‌توانی از دل و جان بگذری با رفتنت؟
دل به عشق و مهربانی‌های تو دادم ولی
سینه گشته کوه غم را مشتری با رفتنت
باد پاییزیی، وزیدی جان من در باغ دل
ای که عشقم را به‌ سان آذری، با رفتنت
می‌روی با رفتنت یکباره می‌ریزم به‌هم
درد و غم را می‌کنی یادآوری، با رفتنت
با تو همراهم، شکوه دیده، بسم‌الله، برو
از پی خود عاشقت را می‌بری با رفتنت
#مهدی اکبری
۳/۱۰/۴
https://t.me/baraneadab‌