من عاشق و آواره در این شهر غریبم
من عاشق و آواره در این شهر غریبم
موهای پریشان شدهاست داده فریبم
دیوانهتر از من نشود در همهجا یافت
چون عشق اهورایی تو گشته نصیبم
هرچند که رسوای جهانم، همه گویند
مانند دوچشم سیهات، پاک و نجیبم
زنجیر به گیسوی تو ام، چشمهٔ دردم
چشمان چو دریای تو گردیده طبیبم
چون طرهٔ گیسوی تو شد حلقهٔ دارم
همواره خودم در پی اعدام و صلیبم
دنیای منی، دغدغهام جمله تو باشی
باید که تو پنهان شوی از دید رقیبم
گویند که مرا شاعر کم حوصله دانی
آری به خدا بهر تو بی صبر و شکیبم
با لعلِ لب و سیب زنخدان تو ای گل
نی در پی دُر هستم، نی در پی سیبم
#مهدی اکبری
۳/۱۱/۲۸
https://t.me/baraneadab