من عاشق و آواره در این شهر غریبم

من عاشق و آواره در این شهر غریبم
موهای پریشان‌ شده‌است داده فریبم
دیوانه‌تر از من نشود در همه‌جا یافت
چون عشق اهورایی تو گشته نصیبم
هرچند که رسوای جهانم، همه گویند
مانند دوچشم سیه‌ات، پاک و‌ نجیبم
زنجیر به گیسوی تو ام، چشمهٔ دردم
چشمان چو دریای تو گردیده طبیبم
چون طرهٔ گیسوی تو شد حلقهٔ دارم
همواره خودم در پی اعدام و صلیبم
دنیای منی، دغدغه‌ام جمله تو باشی
باید که تو پنهان شوی از دید رقیبم
گویند که مرا شاعر کم‌ حوصله دانی
آری به خدا بهر تو بی صبر و شکیبم
با لعلِ لب و سیب زنخدان تو ای گل
نی در پی دُر هستم، نی در پی سیبم
#مهدی اکبری
۳/۱۱/۲۸
https://t.me/baraneadab

آهای لبخند زیبای مهر و ترنم گوشنواز باران

آهای لبخند زیبای مهر و ترنم گوشنواز باران
تویی که داشتن‌ات تمام کمبودهایم را جبران می‌کند و‌ با وجودت، تمام فصل‌ها در بهار خلاصه می‌شود.
مگر در چشمانت چه افیونی نهفته بود که ناخواسته مرا مفتون و مخمور خود ساخت. مدتهاست به هر کمپ ترک اعتیادی مراجعه می‌کنم؛ جوابم می‌کنند و دست رد به سینه‌ام می‌زنند.
البته که حق به آنهاست، زیرا شاید بتوانم از چنگ اکسیژن و آب و خوراک رهایی پیدا کنم ولی هرگز توانایی رهایی از تو را ندارم و ضربان قلبم به نفس‌های تو بند است.
تو در تلخ‌ترین زمانه شیرین‌ترین اتفاق زندگی من بودی، هستی و خواهی ماند.
ولنتاین مبارک عشق جاودانم‌!
#مهدی اکبری
۱۴۰۳/۱۱/۲۵
https://t.me/baraneadab

بانوی آفتاب من از تو در امن‌ترین جای قلبم نگهداری می‌کنم

بانوی آفتاب
من از تو در امن‌ترین جای قلبم نگهداری می‌کنم و راه دسترسی را بر همه کس حتی اجل مسدود نموده‌ام، پس خیالم از این نظر راحت که پیش از دسترسی اجل به تو، منی وجود نخواهد داشت که عزادارت گردد.
#مهدی اکبری
۳/۱۱/۲۴
https://t.me/baraneadab

در بین تمام واژه‌های جهان

در بین تمام واژه‌های جهان، واژه‌ای دشوارتر و دیرفهم‌تر از "من" وجود ندارد، "من" را کسی نفهمید و درک نکرد.
#مهدی اکبری
۳/۱۱/۲۳
https://t.me/baraneadab

آمدی افسوس نگفتم، ماه رخشانم سلام

آمدی افسوس نگفتم، ماه رخشانم سلام
از چه افکندی مرا با حلقهٔ مویت به دام؟
دیدی آخر خواب چشمانت مرا بیدار کرد
مات چشمان تو گردیدم، نبردم از تو کام؟
من که بیدارم بزن هر ساز می‌خواهد دلت
تو اگر خوابی، نباید گفت، حتی یک کلام
گفته بودم با تو جانا، اول کار است هنوز
تا به کی ای ماه تابان، با تو می‌آرم دوام؟
عشق من هستی، ولی جانا نمی‌دانم چرا
شیخ گفتا بوسه از لب‌های تو باشد حرام
تو همان تهمینه‌ای، آن دختر نیکو سرشت
من چو رستم پهلوانی از نژاد زال و سام
آهوی زیبای من دیگر چموشی از چه رو؟
می‌شوی آخر تو با دستان عاشق رام رام
عشق می‌گوید بریز و قلب می‌گوید بپاش
اشک چشمانم شراب و لعل زیبای تو جام
#مهدی اکبری
۳/۱۱/۲۳
https://t.me/baraneadab

به جز من در جهان آیا کسی اسکار غم دارد؟

به جز من در جهان آیا کسی اسکار غم دارد؟
فقط غم با دل مجروح من، بذل و کرم دارد
من آن آشفته‌ام، کَاز دوری‌ات سر در گریبانم
بیا کاین عاشق شیدا، تو را در خانه کم دارد
دو چشمان تو اقیانوس آرام‌ست و چشمانم
ز شوق دیدنت، بر گونه‌ام هر لحظه نم دارد
به لبخند تو شادابم، درخشان همچو مهتابم
دلم مانند جمشید با وجودت، جام جم دارد
جفا هم گر کنی جانا، از این کارت نمی‌رنجم
که من آموخته‌ام دنیا، همیشه زیر و بم دارد
کسی‌ که معرفت دارد، ز رخسارش ادب بارد
درخت پرثمر را بین، همیشه شاخه خم دارد
تویی چون نم‌نم باران، نمی‌باری چرا آسان؟
هوای شهر غمگین‌ و، نگاه‌ها جمله سَم دارد
#مهدی اکبری
۳/۱۱/۲۱
https://t.me/baraneadab

آمدم جانـم به قربانت، ولـی گفتی برو

آمدم جانـم به قربانت، ولـی گفتی برو
اشتباهت را اگـر از مـن، پذیرفتـی برو
همچو طوفان خزانی، دائماً طغیانگری
شبنمی، اما به عشق گل نمی‌افتی برو
در دل خوابت چرا گردیده‌ام دلدار تو؟
عاشقم‌ بودی اگر، هرگز نمی‌خفتی برو
دائماً مانند بلبل از چه می‌گویی سخن
رمز و راز عشق زیبا را تو نشنفتی برو
من نمی‌خواهم نیا، اصرار بیجایت چرا
غنچه‌ای جانا برای من تو نشکفتی برو
از فراقم قلب تو مانند بم ویرانه شد؟
دیگر اکنون با تمام غصه‌ها جفتی برو
عاشقِ‌سرگشته‌‌ای بودی پریشانم شدی
کاشکی این شعر زیبارا نمی‌سفتی برو
#مهدی اکبری
۳/۱۱/۱۷
https://t.me/baraneadab

زمستون جون

زمستون جون
قبلنا میگن برف داشتی، بارون داشتی، حالا لا به لای اینا کمی سرما هم داشتی. بگو چی شده و از دست کی‌ دلخوری برف و بارونت را کجا جا گذاشتی؟
نکنه بوی گل و سوسن و یاسمن تو را هم گمراهت کرده؟
نه عزیز ما که گشتیم خبری از اینا نبود، نگرد که نیست.
جونم برات بگه، سرمای شدید که دیگه باد تو غبغب انداختن نداره، حرمت موهای سفیدت را نگه دار، از من گفتن، بهار در راه هست.
#مهدی اکبری
۳/۱۱/۱۴
https://t.me/baraneadab

حس آرامش فقط، در نزد تو دارم و بس

حس آرامش فقط، در نزد تو دارم و بس
از جهان عشق تو را تنها خریدارم و بس
دیده جای توست، باید ای گل رعنای من
عشق زیبای تورا در سینه بسپارم و بس
چهره دَرهم می‌کشی آزرده‌‌می‌سازی مرا
از نگاهی اینچنین خود را بیازارم و بس
پیش لب‌های تو، من باده نمی‌نوشم دگر
دائماً از شهد لب‌های تو سرشارم، و بس
صبح شد اما نیامد خواب در چشم ترم
من فقط از فکر رخسار تو بیدارم و بس
تا تو آیی در نظر، ذهنم شکوفا می‌شود
در کنارت مثل سروی بین گلزارم و بس
این غزلها مال تو، اما به جایش نازنین
بوسه‌ها از کنج لبهایت طلبکارم و بس
۳/۱۱/۱۴
https://t.me/baraneadab

صد جام عسل از لب شیرین تو جاری

صد جام عسل از لب شیرین تو جاری
کارم شده از هجر رُخَت، گریه و زاری
تقصیر من آن بود، که رخسار تو دیدم
صد حیف که با حال دلم، فاصله داری
زین شهر که مردم دلشان یخ‌زده باشد
آن لحظه بیاید که شویم هر دو فراری
پیش از نگهت مست و خراباتی نبودم
چشمان تو شد باعث مستی و خماری
بی‌ برگ و برم کرده خزان، ماهک زیبا
از بهر من ای سرو چمان، فصل بهاری
در یاد تو بانوی بهار خاطره‌ام هست؟
کاشکی که بگویی تو به من، واژۀ آری
مجنون‌ صفت آوارهٔ هر شهر و دیارم
دزدیده ز کف، قلب مرا، مرغ شکاری
#مهدی اکبری
۳/۱۱/۱۳
https://t.me/baraneadab

چه بی‌ تابانه دل دنبال آن دلدار می‌گردد

چه بی‌ تابانه دل دنبال آن دلدار می‌گردد
همیشه محو آن لب‌های گوهربار می‌گردد
همه دانند که در دنیا گل بی‌ خار نمی‌روید
ولی از شاخهٔ گل، قسمت من خار می‌گردد
زمین و آسمان آباد و هر چه کهکشان آباد
نباشد این جهان بر فرق من آوار می‌گردد
کمند گیسوان و سرو اندام چو ماهش را
ز چشمم گر بپوشاند، طناب و دار می‌گردد
دلم زنجیری‌ و دیوانه است، اما یقین دارم
به محض دیدن سیمای او، هشیار می‌گردد
هر آنچه سدّ راه دیدن رخسار جانان است
اگرچه بیستون باشد، رهی هموار می‌گردد
مگر بر لوح سینه، اسم زیبایش هویدا شد
که با هر ضربهٔ دل، نام او تکرار می‌گردد؟
هزاران چشمهٔ شادی ز لب‌هایش بُوَد جاری
که از شهد گوارایش، دلم سرشار می‌گردد
دمی رؤيای او صبح ازل در قلب من افتاد
از این رؤيای خوش شام ابد بیدار می‌گردد
#مهدی اکبری
۳/۱۱/۱۱
https://t.me/baraneadab

بی قرارت من شدم جانا، تو یارم می‌شوی؟

بی قرارت من شدم جانا، تو یارم می‌شوی؟
لحظه‌ای آگه از این احـوال زارم، می‌شوی؟
در کشاکش‌های این دنیـا بگـو ای مه‌ جبین
من دچارت گشته‌ام، جانا دچارم می‌شوی؟
ساحل چشمان شهلای تو مقصود دل است
همچو موجی عاشـق دیوانه‌وارم می‌شوی؟
دل از آن چشم شـرربار تـو می‌گوید سخن
بعـد از این جانان من، آیا هَزارم می‌شوی؟
بی‌خود از افـیون چشمان تو مسـتم تا ابد
لحظه‌ای مخمور چشمان خمارم می‌شوی؟
خانه تاریک و دلم بی تـو گرفتار غم است
چلچــراغِ روشـنِ شـب‌های تارم می‌شوی؟
من که منظورم تـویـی، اما نمی‌دانم که تو
نازنـین! منظور هرچه می‌نگارم، می‌شوی؟
باد پاییزم که با سر می‌دوم تا کوی عشـق
می‌شکوفی مثل گل‌ها، نو بهارم می‌شوی؟
#مهدی اکبری
۳/۱۱/۱۰
https://t.me/baraneadab

می‌دانی تو پاییز رفت و برای هر کدام از ما

می‌دانی تو
پاییز رفت و برای هر کدام از ما
یک چیز را به ارث گذاشت
زیبایی سهم تو شد
تنهایی قسمت من
ای زیباتر از پاییز
در این زمستان سرد
تنهایی‌ام را به تو می‌سپارم
تا بهار با هم بودن را با گرمای تابستان آغوشت به شادمانی زندگی کنیم.
#مهدی اکبری
۳/۱۱/۸
https://t.me/baraneadab

با من تو بمان که دل هواخواه تو هست

با من تو بمان که دل هواخواه تو هست
آرامش دل، صورت چون ماه تو هست
ناز کردن و آزردن من، بر تو چه سود؟
وای از دل من که دیده بر راه تو هست
#مهدی اکبری
۳/۱۱/۸
https://t.me/baraneadab

ماهک دلبندم!

ماهک دلبندم!
شب بخیر فقط از زبان تو شنیدنی است
و صد البته
شبی که با تماشای رخسارهٔ ماهت و زل زدن در چشمان ستاره مانندت همراه نباشد، بخیر نمی‌شود.
می‌دانی که
شب‌هایم با تو و در کنار تو بخیر می‌شود و تمااااام.
#مهدی اکبری
۳/۱۱/۵
https://t.me/baraneadab

به زخمم مرهمی ای جان، عزیزم دوستت دارم

به زخمم مرهمی ای جان، عزیزم دوستت دارم
تو هم دردی و هم درمان، عزیزم دوستت دارم
مسلمانم تو را دارم، که جانا این بدان معناست
تو گشتی نصفی از ایمان، عزیزم دوستت دارم
میان این‌همه گل‌ها، که در بستان شکوفا گشت
تویی طناز و عطر افشان، عزیزم دوستت دارم
دمیدی از کدامین سو، که درد از سینه بزدودی
تویی بر رنج و غم پایان، عزیزم دوستت دارم
چه آشوبی و غوغایی، فکندی در دلم چون مُل
به سینه گشته‌ای طوفان، عزیزم دوستت دارم
عجب موسیقی می‌بارد، از آن لب‌های دُربارت
بسان مرغ خوش‌ الحان، عزیزم دوستت دارم
به دستم آمدی ای‌گل، به دشواری و سرسختی
ز دستت کی‌ دهم آسان!؟ عزیزم دوستت دارم
چه دشوار است مهجوری، ندارم طاقت دوری
به پایان بر شب هجران، عزیزم دوستت دارم
#مهدی اکبری
۳/۱۱/۵
https://t.me/baraneadab

رفتی و من از رفتن تو در به درم

رفتی و من از رفتن تو در به درم
در دامن غم فتاده، بی بال و پرم
یاد تو همیشه به‌خدا خواهد ماند
در سینه و در گوشهٔ چشمان ترم
#مهدی اکبری
۳/۱۱/۴
https://t.me/baraneadab

نگاهم را به شالیزار چشمان تو می‌دوزم

نگاهم را به شالیزار چشمان تو می‌دوزم
همیشه شعلهٔ عشق تو را باید بر افروزم
به جانم آتشی افکنده‌ای، شاید نمی‌دانی
که از هُرم نگاه تو، بسان کوره می‌سوزم
حواسم پرت شد با دیدن زلف پریشانت
دو باره باید از آن لعل شیرینت بیاموزم
زمستان می‌رود تا سرو رعنای تو می‌آید
بهار جان تویی شیرین‌ترین ایام نوروزم
برایت کلبه‌ای زیبا، مهیا می‌کنم از عشق
بدان رؤيای دیدار تو باشد کار هر روزم
غزل باید که لبخندی به لبهای تو بنشاند
اگر لبخند به لب آری، یقیناً بنده پیروزم
نباشی می‌کشم آه از دل بی‌ کینه‌ام جانا
مبادا گُر بگیرد جان من، از آه جان‌سوزم
نگاهم را ز گیسوی تو هرگز من نیاندازم
مگر عشق تو را از دار این دنیا بیاندوزم
#مهدی اکبری
۳/۱۱/۳
https://t.me/baraneadab

هر زمان با چشم شهلای تو خلوت می‌کنم

هر زمان با چشم شهلای تو خلوت می‌کنم
شادمانی را به قلب و سینه دعوت می‌کنم
از شراب لعل شیرین تو سرمست می‌شوم
این چنین دیوانه‌وار، از تو حمایت می‌کنم
می‌زنی لبخند و احیا می‌نمایی جان و تن
من بر این اعجاز لبخندت حسادت می‌کنم
لب چو بگشایی حواس از اختیارم می‌رود
می‌سرایم شعر و از لعل تو حیرت می‌کنم
واژه‌ها بی‌قید و بند تسلیم شاعر گشته‌اند
با تو می‌باشم، اگر احساس قدرت می‌کنم
می‌بری چون نردبان، من را به اوج آسمان
هر زمان که عاشقانه با تو صحبت می‌کنم
گفته‌ بودی سنگ خارایی، ولی این را بدان
همچو باران نم‌‌ نمک در تو سرایت می‌کنم
سر به روی شانه‌ات، یک روز می‌بینی گلم
با صدای‌قلب تو یک خواب راحت می‌کنم
#مهدی اکبری
۳/۱۱/۲
https://t.me/baraneadab

نازنین گل! چگونه بفهمانم که دوستت دارم؟

نازنین گل!
چگونه بفهمانم که دوستت دارم؟
وقتی که قلبم سرشار از عشق توست و تو در رگهایم جاری هستی‌‌.
وقتی که تشعشع و فوران گدازه‌های آتش‌فشان درونم تا آسمان‌ها پرواز می‌کنند.
پس ناگزیرم مُهر دوست داشتنت را بر قلبم، بر پیشانی‌ام و بر امواج نگاهم حک نمایم، چرا که واژه‌ها گنجایش حجم اقیانوس عشقم را ندارند.
#مهدی اکبری
۳/۱۱/۱
https://t.me/baraneadab