هر زمان با چشم شهلای تو خلوت میکنم
هر زمان با چشم شهلای تو خلوت میکنم
شادمانی را به قلب و سینه دعوت میکنم
از شراب لعل شیرین تو سرمست میشوم
این چنین دیوانهوار، از تو حمایت میکنم
میزنی لبخند و احیا مینمایی جان و تن
من بر این اعجاز لبخندت حسادت میکنم
لب چو بگشایی حواس از اختیارم میرود
میسرایم شعر و از لعل تو حیرت میکنم
واژهها بیقید و بند تسلیم شاعر گشتهاند
با تو میباشم، اگر احساس قدرت میکنم
میبری چون نردبان، من را به اوج آسمان
هر زمان که عاشقانه با تو صحبت میکنم
گفته بودی سنگ خارایی، ولی این را بدان
همچو باران نم نمک در تو سرایت میکنم
سر به روی شانهات، یک روز میبینی گلم
با صدایقلب تو یک خواب راحت میکنم
#مهدی اکبری
۳/۱۱/۲
https://t.me/baraneadab
+ نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن ۱۴۰۳ ساعت 14:48 توسط مهدی اکبری
|