به زخمم مرهمی ای جان، عزیزم دوستت دارم
تو هم دردی و هم درمان، عزیزم دوستت دارم
مسلمانم تو را دارم، که جانا این بدان معناست
تو گشتی نصفی از ایمان، عزیزم دوستت دارم
میان این‌همه گل‌ها، که در بستان شکوفا گشت
تویی طناز و عطر افشان، عزیزم دوستت دارم
دمیدی از کدامین سو، که درد از سینه بزدودی
تویی بر رنج و غم پایان، عزیزم دوستت دارم
چه آشوبی و غوغایی، فکندی در دلم چون مُل
به سینه گشته‌ای طوفان، عزیزم دوستت دارم
عجب موسیقی می‌بارد، از آن لب‌های دُربارت
بسان مرغ خوش‌ الحان، عزیزم دوستت دارم
به دستم آمدی ای‌گل، به دشواری و سرسختی
ز دستت کی‌ دهم آسان!؟ عزیزم دوستت دارم
چه دشوار است مهجوری، ندارم طاقت دوری
به پایان بر شب هجران، عزیزم دوستت دارم
#مهدی اکبری
۳/۱۱/۵
https://t.me/baraneadab