حس آرامش فقط، در نزد تو دارم و بس
از جهان عشق تو را تنها خریدارم و بس
دیده جای توست، باید ای گل رعنای من
عشق زیبای تورا در سینه بسپارم و بس
چهره دَرهم می‌کشی آزرده‌‌می‌سازی مرا
از نگاهی اینچنین خود را بیازارم و بس
پیش لب‌های تو، من باده نمی‌نوشم دگر
دائماً از شهد لب‌های تو سرشارم، و بس
صبح شد اما نیامد خواب در چشم ترم
من فقط از فکر رخسار تو بیدارم و بس
تا تو آیی در نظر، ذهنم شکوفا می‌شود
در کنارت مثل سروی بین گلزارم و بس
این غزلها مال تو، اما به جایش نازنین
بوسه‌ها از کنج لبهایت طلبکارم و بس
۳/۱۱/۱۴
https://t.me/baraneadab