عشق در چشمهٔ چشمان تو جاریست، هنوز
عشق در چشمهٔ چشمان تو جاریست، هنوز
چشم شهلای تو چون باز شکاریست، هنوز
بین لبهای من و لعل تو گر فاصلهای است
بین این سینه و آن سینه گُداریست، هنوز
نازنین، پنجرهای وا شده است رو به حیاط
پشت این پنجره چشمان خماریست، هنوز
من به دنبال تو میرفتم و تو از پی خویش
میگریزی ز دل و دیده، چکاریست، هنوز؟
صوت زیبای تو در گوش من از روز نخست
در لطافت چو پَر و صوت قناریست، هنوز
دل پریشان شد از آن زلف پریشان شدهات
در دل شعلهورم، شور و شراریست، هنوز
میسراید غزلی همچو عسل، با دل و جان
هر که دل بسته و دلبند نگاریست، هنوز
گفتمش جان جهان، بر سر پیمانی و گفت:
آری، بین من و تو عهد و قراریست، هنوز
از خدایی که تو را هدیه نمودهاست، بدان
کار من در همه حال شکرگزاریست، هنوز
#مهدی اکبری
۳/۱۲/۱۷
https://t.me/baraneadab
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 18:45 توسط مهدی اکبری
|