از فراق روی تو چون گل پریشانم، بیا
ای که دیدار رخت، گردیده درمانم، بیا
این غزل قربانی لبخند زیبای تو هست
گرچه از هجران تو سر در گریبانم، بیا
پاگشایت کی نمایم، ای شده آرامشم؟
کن اشاره تا دل و جانم برافشانم، بیا
می‌سرایم در هوایت، شعرهای آتشین
بی‌نگاهت این غزلها را نمی‌خوانم، بیا
بوتهٔ خشکم، به دنبال تو ام دیوانه‌وار
در به‌ در افتاده در چنگال طوفانم، بیا
فکر دیدار تو ای لیلی، مرا دیوانه کرد
مثل مجنون راهی دشت و بیابانم بیا
اینکه سرمست و خرابم، نازنینم تا ابد
از شراب چشم شهلای تو می‌دانم، بیا
#مهدی اکبری
۴/۳/۵
https://t.me/baraneadab