قید آدمهای سمی
قید آدمهای سمی اطرافت را زدن از هر مخدری بهتر به انسان آرامش میده.
#مهدی اکبری
۵/۴/۸
https://t.me/baraneadab
قید آدمهای سمی اطرافت را زدن از هر مخدری بهتر به انسان آرامش میده.
#مهدی اکبری
۵/۴/۸
https://t.me/baraneadab
مکن گیسو پریش دیوانه خواهم شد، جانانم
غریق زلف تو چون شانه خواهم شد، جانانم
ملرزان قلب من را دم به دم ای عشق دیرینه
که بی تو خانهای ویرانه خواهم شد، جانانم
تو با من باش قولت میدهم تا آخرین لحظه
به جز تو، با همه بیگانه خواهم شد، جانانم
بدان ای نازنینم، در جهان عاشقترین هستم
به عشق روی تو افسانه خواهم شد، جانانم
نسیم از سوی تو هر لحظه عطر تازه میآرد
ز عطر دلکشات گلخانه خواهم شد، جانانم
به سمت قلب من پرواز ده، چشمان شهلا را
ز بهر چشم مستت، لانه خواهم شد، جانانم
بریز یک جرعه از گیلاس لبهایت به کام من
که از شهد لبت، مستانه خواهم شد، جانانم
تو در شبهای تارم شمع باش، دلدار زیبایم
به گِردَ شعلهات، پروانه خواهم شد، جانانم
#مهدی اکبری
۵/۴/۳
https://t.me/baraneadab
از همانروز که رو سوی رُخَت گرداندم
اَشهَدِ این دل سرگشتهٔ خود را خواندم
دست در طرهٔ گیسوی پریشان شدهات
عطر شببوی تو را در همهجا افشاندم
کاش این دیده نمیدید رخ خوب تو را
کاشکی این همه غم را، ز دلم میراندم
کاش از این دل سودایی خود میگفتم
یا که در کنج قفس، تا به ابد میماندم
گفته بودی ز چه رو سوژهٔ شعرم کردی
تو بگو از چه سبب گوشهٔ قلبت ماندم
با دل از شیوهٔ عاشقکُشیات میگفتم
از صمیم دل سرگشته غزل میخواندم
قلمی را که فقط نام تو در سینه اوست
در حریم دل از آن عشق تو میلغزاندم
نیست مقدور، که از سینهٔ تفدیده روی
نقش رخسار تو را بر دل خود چسباندم
#مهدی اکبری
۵/۴/۱
https://t.me/baraneadab
حالا که به خود آمدهام، میبینم به اندازهٔ سالهای عمرم زندگی نکردهام.
شک ندارم که بخش بزرگی از آن را دستان یغماگر زمان از من ربوده است.
نفرین بر زمانهای که به تاراج لحظه به لحظهٔ زندگیام چشم دوخته است.
#مهدی اکبری
۵/۳/۳۱
https://t.me/baraneadab
مهربانوی عزیزم
در شگفتم با وجودی که این همه با نمکی، دارویی بهتر از تو برای التیام زخمهایم نمییابم!
دوستت دارم نه به اندازهٔ ماه و خورشید و ستارگان و دنیا که آنها را اندازه است.
دوستت دارم بی اندازه
مانا باشی و درخشان
زادروزت پرتکرار
تمام عاشقانههایم تقدیمت باد!
#مهدی اکبری
۵/۴/۴
https://t.me/baraneadab