گیسوی تو از روز نخست غالیهبو بود
گیسوی تو از روز نخست غالیهبو بود
در هر نخ آن، این همه اسرار مگو بود
افکنده به یک گوشه دلم را و ندانست
این سینه و دل قابل تعمیر و رفو بود
خم گشته کمر چون خم ابروی کمانش
او در پی ابریق می و جام و سبو بود
چون گنج گران در دل ويرانهٔ من شد
این راز نهان گشته که در بند گلو بود
دیدی که خودت راز دلم فاش نمودی
گفتی به همه عاشق بیچاره کلو بود؟
ابروی تو محراب دل سرکش من شد
دیدار دوچشمان تو محتاج وضو بود
گردیده لب و لعل تو چون بادهٔ شیراز
یا اینکه لب سرخ تو همرنگ لبو بود؟
ابیات غزل از تو بود دلکش و جذاب
گیسوی تو از روز نخست غالیهبو بود
#مهدی اکبری
۳/۱۲/۲۰
https://t.me/baraneadab
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 21:31 توسط مهدی اکبری
|