آن چشم سیاه کار خدا نیست؟ چرا هست
دیدار رخت قسمت ما نیست؟ چرا هست
وقتی که شده این دل سرگشته سرایت
دل‌دادگی‌ام دست شما نیست؟ چرا هست
پاییز چو من زرد و بهار همچو تو سرسبز
این فاصله محتاج دوا نیست؟ چرا هست
رنگ رخ تو سرخ و قشنگ، همچو شقایق
رنگ رخ من رنگ طلا نیست؟ چرا هست
چون عطر تو آمد به مشامم، بشدم مست
لبخند تو همدست صبا نیست؟ چرا هست
ظلم نیست، مرا این همه تنها بگذاری؟
تنهایی من جور و جفا نیست؟ چرا هست
تو ماه فلک هستی و من عاشق چشمت
این عشق مگر کار بجا نیست؟ چرا هست
#مهدی اکبری
۳/۱۲/۲۷
https://t.me/baraneadab