کاش در هجر رُخَت، لالهٔ پَر پَر بکشم
کاش در هجر رُخَت، لالهٔ پَر پَر بکشم
یا که تندیس تو را از گل احمر بکشم
کاش با دیدن چشمت نشوم سودایی
یا از آن قهوهٔ چشمان تو اخگر بکشم
بی تو از این دل سودازدهام، دم نزنم
لب شیرین تو را از می و شکر بکشم
دیده بارانی از این سینهٔ تفدیده نکن
کاش بر این دل آتشکده خنجر بکشم
به غزلهای خودم قلب تو را رام کنم
هُرم دستان تو بر قلب چو آذر بکشم
بگشا پنجره را چونکه دلم میخواهد
روی هر شاخهٔ رز بلبل و کفتر بکشم
تا پریشان نشوم مثل دوزلفان خمت
نقش زیبای تو را در دل ساغر بکشم
#مهدی اکبری
۵/۵/۲۱
https://t.me/baraneadab
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 23:39 توسط مهدی اکبری
|